این روزا خیلی فشار رومه خیلی
به شدت نگرانم و هزار تا راه تو سرم اوردم اما نمیدونم چجوری باید هرکدوم شروع کنم نمیدونم اصلا یکی از این هزارتادری به روم باز میکنه یانه
تمام لحظه ها به این فکر میکنم که چیکارکنم خدایا کاش دستامو بگیری خیلی حس بی کسی دارم
شرایط خیلی سختی و تو زندگی گذروندم مریضی مریضی بابا مریضی مامان مشکلات قبلتر یا خیلی اتفاقات بدتر یادم نمیره هیچ وقت سال 93 تو اوج مریضیم بود یکی از نزدیک ترین ادمای زندگیم تو چشام نگاه کرد و گفت حتی فک کردن بهت حالمو بهم میزنه....
اما تو تمام اون روزا تو تمام اتفاقاتی کخ تو زندگی پشت سر گذاشتم همیشه سرمو بالا گرفتم و گفتم من باید برم تااخرین توانم بازم باید ادامه بدم اما الان حتی بعضی وقتا ارزوی مرگ هم میکنم...
دلم به چیزای کوچیک خوشه
مثلا به یه تماس تلفنی
هرچیزی و یه جرقه یه فرصت میبینم
خدایا کمکم کن پیداکنم مسیرو
خیلی سخته میدونم ولی کمک کن بتونم برسم به چیزی که میخام با تموم حرفایی که میشنوم...
دوست ندارم ادم غمگینی باشم اما بدجور دلم سنگین شده میدونم چندماه دیگه این روزا رو هم پشت سر میگذارم و اسودگی میاد...
مطمئنم :)
سکوت خیال...ما را در سایت سکوت خیال دنبال میکنید
برچسب: 2 (x)ist,2 (,2 (x,1)=14,2 (3),2 (x,1)=14 then x=,2 (3) math,2 (dreamdna) gel foam pad,2 (x,5)=,11,2 (4x,3),8=4,2x,2 (short) tons = kg,
نویسنده:
بازدید: 10