-

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

نگاه خیسش را از پنجره گرفت و دستی روی مژه های تَرَش کشید، پلی لیست Sadness Time ـش را انتخاب کرده بود، و خب، با بالا و پایین شدن صدای خواننده قلبش بیشتر میگرفت. دوستان زیادی داشت، در و دیوار اتاقش این را فریاد میزد. با خود گفت جای چند عکس هم خالیست، باید جمعشان را جمع کند. اما، سوالش اینجا بود، سوالی که دلش داشت این بود، کدامشان دستش را میگیرند؟ وقتی اشک از چشمش می آید کدامش حسش میکنند؟ کدامشان وقتی حواسش نیست نگاهش میکنند و میفهمند در ذهنش چه میگذرد؟ کدامشان در لحظه های زندگیشان از او یاد میکنند؟ کدامشان یکباره فراموشش نمیکنند؟ اشک هایی که از چشمش میچکید از درماندگیش بود، خودش همه ی چیزی بود که از دوستانش انتظار داشت و در آن لحظه دلگیر تر از همیشه بود. میدانست زده به سرش و باید یک لیوان قهوه ی تلخ بخورد تا حالش سر جایش بیاید و دیگر غصه ی چیزهای الکی را نخورد، ولی قلبش در سینه مانند گنجشکی در قفس بیقراری میکرد. بلند شد و نگاهی به خود در آیینه انداخت، بیخواب بود، از داخل آیینه به عکس های روی دیوار نگاه کرد، تنها چیزی که در آن لحظه آرامش میکرد، کندن آن چهره ها بود. این کار را کرد، قهوه ی تلخش را هم خورد، آهنگ را قطع کرد؛ و به دنیای واقعی بازگشت!

سکوت خیال...

ما را در سایت سکوت خیال دنبال می‌کنید

برچسب: meaning, emoticon, in r, emoji, name, i, definition, crossword clue,1 python, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 23:08

صفحه بندی